به گزارش کردپرس دیدار مسعود بارزانی، رئیس سابق اقلیم کردستان عراق و رهبر حزب دموکرات کردستان عراق، با مظلوم عبدی، فرمانده نیروهای دموکراتیک سوریه، در ششم فوریه، دیداری نمادین میان دو رهبر کرد بود؛ اما در عین حال، این دیدار بازتابی از نقش متزلزل و متناقض ایالات متحده در خاورمیانه نیز به شمار میآید. عبدی چهرهای کلیدی در تبدیل یک نیروی شبهنظامی کوچک کردی به ساختاری تحت حمایت آمریکا بود که در نهایت نقش اصلی را در شکست داعش در شرق سوریه ایفا کرد.
بارزانی نیز برای دههها یکی از بازیگران اصلی سیاست کردها در شمال عراق بوده و رهبری او با حمایت مستمر آمریکا، به تثبیت نوعی خودگردانی کردی در عراق انجامیده است. همین تقارن، دیدار اربیل را به نمادی از موفقیتها و ناکامیهای سیاست آمریکا در قبال کردها تبدیل میکند.
سالی سرنوشتساز برای SDF
سال جاری میلادی، سالی تعیینکننده برای خاورمیانه و بهویژه برای نیروهای دموکراتیک سوریه به نظر میرسد. این نیروها که تا ابتدای سال کنترل نزدیک به یکسوم خاک سوریه، عمدتاً در شرق فرات، را در اختیار داشتند، در پی درگیریهای اواسط ژانویه با نیروهای دولتی سوریه، بخش بزرگی از مناطق تحت کنترل خود را از دست دادند.
توافق ۳۰ ژانویه میان دمشق و SDF نیز مسیر استقرار نیروهای وزارت کشور سوریه در باقیمانده مناطق تحت کنترل این نیروها را هموار کرد. آینده SDF اکنون نامشخص است؛ بخشی از هزاران نیروی آن ممکن است به ارتش سوریه بپیوندند؛ امری که برای وزارت دفاع سوریه به معنای جذب چندین تیپ آموزشدیده و مجهز توسط آمریکا خواهد بود.
از جنگ با داعش تا عملیات «عزم راسخ»
همکاری آمریکا با SDF در بستر جنگ با داعش شکل گرفت؛ جنگی که از سال ۲۰۱۴ و با گسترش برقآسای این گروه در سوریه و عراق، از جمله تصرف موصل و ارتکاب نسلکشی علیه ایزدیها، آغاز شد. پاسخ واشنگتن، رهبری یک ائتلاف جهانی علیه داعش بود که تحت عنوان «عملیات عزم راسخ» فعالیت میکرد.
اگرچه تمرکز اصلی این ائتلاف بر عراق بود، اما فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) ارتباط با نیروهای کرد سوریه را بهعنوان بخشی از راهبرد مقابله با داعش شکل داد. هسته اولیه SDF از یگانهای مدافع خلق (YPG) تشکیل شد که در سال ۲۰۱۴ نقشی کلیدی در نجات ایزدیها در منطقه سنجار ایفا کرده بود.
تولد SDF و مسئله ترکیه
تشکیل SDF در سال ۲۰۱۵ به آمریکا اجازه داد با یک ساختار چتری همکاری کند که فراتر از یک نیروی صرفاً کردی معرفی میشد. این بازبرندسازی برای کاهش حساسیت ترکیه، متحد ناتو، اهمیت داشت؛ چرا که آنکارا YPG را شاخهای از حزب کارگران کردستان (PKK) و یک سازمان تروریستی میداند.
با این حال، برای بسیاری از ناظران، تمایز میان YPG و SDF بیشتر صوری بوده و نتوانسته نگرانیهای ترکیه را برطرف کند.
شراکتی موفق در میدان، ناکام در سیاست
از منظر نظامی و تاکتیکی، همکاری آمریکا و SDF موفق بود. این نیروها بار اصلی نبرد با داعش را بر دوش کشیدند، تلفات سنگینی دادند و با حمایت هوایی، اطلاعاتی و نیروهای ویژه آمریکا، رقه را در سال ۲۰۱۷ آزاد کردند و تا سال ۲۰۱۹ کنترل دره فرات را به دست گرفتند.
اما در سطح دیپلماتیک، این شراکت همواره با یک مشکل بنیادین روبهرو بود: SDF یک بازیگر غیردولتی محسوب میشد. وزارت خارجه آمریکا ترجیح میدهد با دولتها کار کند، نه گروههای مسلح. مقامهای آمریکایی بارها هشدار داده بودند که حمایت از SDF موقتی، تاکتیکی و فاقد تعهد بلندمدت سیاسی است.
تفاوت نگاه سنتکام و وزارت خارجه آمریکا به SDF نیز یکی از نقاط ضعف این سیاست بود. حامیان کردها هر بار که واشنگتن از احتمال خروج از سوریه سخن گفت، احساس خیانت کردند؛ احساسی که در سالهای ۲۰۱۸، ۲۰۱۹ و اکنون بار دیگر تکرار شده است.
آینده مبهم حضور آمریکا
امروز، نیروهای آمریکایی در سوریه عمدتاً بر انتقال زندانیان داعش به عراق تمرکز دارند. با گسترش کنترل دولت سوریه بر مناطق سابقاً تحت نفوذ SDF، مشخص نیست نقش آینده آمریکا چه خواهد بود؛ همکاری با دمشق، یا پایان تدریجی مأموریت و انتقال نیروها به اقلیم کردستان عراق، که اکنون آخرین پایگاه عمده آمریکا در این کشور محسوب میشود.
در نهایت، اگرچه SDF نیرویی مؤثر در شکست داعش بود، اما در برابر ارتش سوریه با عقبنشینیهای جدی مواجه شد و بسیاری از جوامع عرب شرق سوریه، دولت جدید دمشق را ترجیح دادند.
رابطه آمریکا و SDF از ابتدا فاقد نقشه راه سیاسی روشن بود. تجربه این شراکت نشان میدهد که اتکای صرف به همکاری نظامی، بدون تعریف اهداف سیاسی بلندمدت، ناگزیر به بنبست میرسد؛ درسی که واشنگتن در تعاملات آینده خود با بازیگران غیردولتی در خاورمیانه ناچار به بازخوانی آن خواهد بود.
منببع: نشریه 1945

نظر شما